تبليغاتX
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

چهارشنبه هفدهم مرداد 1386

سالروز هبه فدک به حضرت فاطمه زهرا (س)

در سال چهارم ه.ق حضرت رسول اکرم (ص)  فدک را به حضرت فاطمه زهرا (س) هبه کردند. « فدک ‏»، سرزمین آباد و حاصل‏خیزى بود که در نزدیکى ‏«خیبر» قرار داشت و فاصله آن با مدینه، در حدود یکصد و چهل کیلومتر بود که پس از دژهاى خیبر، نقطه اتکاء یهودیان حجاز به شمار مى‏رفت.ذوالفقار فاطمه(س)

سپاه اسلام، پس از آنکه یهودیان را در «خیبر» و «وادى القرى‏» و «تیما» در هم شکست، خلأى را که در شمال مدینه احساس مى‏شد، با نیروى نظامى اسلام پر نمود و بدين وسيله به قدرتهاى یهودى در این سرزمین که براى اسلام و مسلمانان کانون خطر و تحریک بر ضد اسلام به شمار مى‏رفتند؛ پایان دادند. سرزمینهائى که در اسلام به وسیله جنگ و قدرت نظامى گرفته مى‏شود، متعلق به عموم مسلمانان است، و اداره آن به دست فرمانرواى اسلام مى‏باشد، ولى سرزمینى که بدون هجوم نظامى و اعزام نیرو به دست مسلمانان مى‏افتد، مربوط به شخص پیامبر و امام پس از وى مى‏باشد و اختیار این نوع سرزمینها با او است. مى‏تواند آن را ببخشد، مى‏تواند اجاره دهد. یکى از آن موارد اینست که از این املاک و اموال، نیازمندیهاى مشروع نزدیکان خود را به شکل آبرومندى برطرف سازد. «یوشع بن نون‏» که ریاست منطقه فدک را بر عهده داشت، صلح و تسلیم را بر نبرد ترجیح داد و تعهد کرد که نیمى از حاصل را هر سال در اختیار پیامبر اسلام بگذارد و از این پس، زیر لواى اسلام زندگى کند و بر ضد مسلمانان دست‏ به توطئه نزند و در قبال آن حکومت اسلامی امنیت منطقه آنها را تامین نماید. پیامبر گرامی «فدک‏» را به دختر گرامى خود حضرت زهرا «س‏» بخشید. منظور از بخشیدن این ملک- چنانکه قرائن گواهى مى‏دهد-دو چیز بود:

:: زمامدارى مسلمانان پس از درگذشت پیامبر اسلام طبق تصریح مکرر پیامبر، با امیرمؤمنان بود و چنین مقام و منصبى به هزینه سنگینى نیاز دارد. على‏«ع‏» براى حفظ این مقام و منصب، مى‏توانست از درآمد «فدک‏»، حداکثر استفاده را بنماید.

:: خاندان  پیامبر (ص) که یگانه دختر وى و نور دیدگانش حضرت حسن (ص) و حضرت حسین(ع) بود باید پس از فوت پیامبر (ص)، به صورت آبرومندى زندگى کنند و حیثیت و شرف پیامبر (ص) محفوظ بماند. براى این هدف پیامبر (ص) «فدک‏» را به دختر خود بخشید.

 

محدثان و مفسران شیعه و گروهى از دانشمندان سنى مى‏نویسند: وقتى آیه «و آت ذا القربى حقه و المسکین و ابن السبیل‏» نازل گردید،  پیامبر دختر خود فاطمه را خواست و فدک را به وى واگذار نمود. همه مفسران اعم از شیعه و سنى قبول دارند که این آیه، در حق نزدیکان و خویشاوندان پیامبر نازل گردیده و دختر وى روشنترین مصداق‏ «ذى القربى‏» است.حتى در شام هنگامى که مرد شامى به على بن الحسین حضرت زین العابدین گفت: خود را معرفى نماى! آن حضرت براى شناساندن خود آیه یاد شده را تلاوت نمود، و این مطلب آنچنان در میان مسلمانان روشن بود که آن مرد شامى در حالى که سر خود را بعنوان تصدیق حرکت مى‏داد، به آن حضرت چنین عرض کرد: بخاطر نزدیکى و خویشاوندى خاصى که با حضرت رسول دارید، خدا به پیامبر خود دستور داده که حق شما را بپردازد. مامون، خلیفه عباسی (به هر علتى بود) خواست فدک را به فرزندان زهرا برگرداند، از این رو به یکى از محدثان معروف، «عبد الله بن موسى‏» نامه‏ اى نوشت، و از او درخواست نمود که او را در این مساله راهنمائى کند. او حدیث ‏بالا را که در حقیقت‏ شان نزول آیه است به وى نوشت و مامون نیز فدک را به فرزندان حضرت فاطمه بازگردانید.  خلیفه عباسى به فرماندار خود در مدینه نوشت، پیامبر اسلام دهکده‏ «فدک‏» را به دختر خود فاطمه بخشیده و این یک مساله مسلمى است و میان فرزندان زهرا در این مساله اختلاف نیست.

 

منبع: فروغ ابدیت، جلد دوم، به قلم آیت الله  جعفر سبحانى

 

نوشته شده توسط عاشق حسین در 14:22 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه چهارم مرداد 1386

ولادت ولایت(ع)


سيزده رجب ميلاد فرخنده گوهر ولايت در صدف كعبه فرخنده باد


 

ميلاد فرخنده گوهر ولايت در صدف كعبه است. مولودي كه محبتش دلهاي عاشقان فضيلت را روشن ساخته و مولايي كه ولايتش كيمياي دگرگون ساز دلها و زندگيهاست، گنج "علی دوستی" عطيه اي الهي در قلوب شيعيان است.

تولد زمزم زلال عترت است. تولدي كه چشمه عبوديت را در جانهاي خفته جوشان مي كند و نورش مشعل فروزان راه رسالت نبي اكرم (ص) است سيزده رجب آينه حق نما در طليعه خط ولايت است. عشق او آينه دل را صفا و جلا مي دهد و ولاي او مرز قبولي طاعات بندگان است.

مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.

آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست.

 

نوشته شده توسط عاشق حسین در 13:23 |  لینک ثابت   •