یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386
شهادت بانوی دوعالم ،صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا س را تسلیت عرض مینمائیم
عذاب برزخى عمر ( لعنت الله علیه)
|
اصبغ بن نباته كه يكى از شيعيان على عليه السلام بوده نقل مى كند: روزى در خدمت مولايم امير المؤ منين عليه السلام بودم كه عده اى از اصحاب ، از جمله ابوموسى اشعرى و عبدالله بن مسعود و انس بن مالك و ابوهريره و معيرة بن شعبه و خذيفة يمانى داخل شدند و عرض كردند: يا امير المؤ منين ! از معجزاتى كه خداوند مخصوص تو قرار داده است بعضى از آن را به ما هم نشان بده . فرمود: قصد شما ديدن معجزه نيست و نمى خواهيد حقيقت برايتان آشكارا شود. ولى براى اين كه امام حجت باشد و در قيامت عذرى براى عذاب خود نداشته باشيد چند معجزه را به شما نشان مى دهم . بحار الانوار، ج 42، 53.
لثالى الاخبار، ج 5، 49. |
چهارشنبه نهم خرداد 1386
شهادت بی بی دوعالم حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا س را تسلیت عرض مینمائیم
صلی الله علیک یا ام الحسن و الحسین

شهادت مادر سادات ، علت وجود خلقت ، حامی ولایت ، و شهیده راه حق
حضرت فاطمة الزهراء ( سلام الله علیها)
را به پیشگاه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
تسلیت عرض میکنیم
مدح حضرت زهرا سلام الله علیها
از لـســان خــــداونــد
من خدایم که همه کوی مرا می جویند همه ذرات فلک حمد مرا میگویند
من خدایم که همه راه مرا می پویند همه جانها به ید قدرت من می رویند
همه چیز و همه کی در همه جا مال من است دل هر جامد و جنبنده بدنبال من است
آن زمانیکه زمان یاد ندارد چه زمان در مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان
نه شبی بود و نه روزی و نه چرخی نه جهان نه پری بود و نه جبریل و نه دوزخ نه جنان
نظرم در پی یک واژه بی خاتمه بود اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود
ز طفیل گل او ساخته ام دنیا را من به عشق رخ او ساخته ام طاها را
میل او بود بسازم علی اعلی را جبرئیل و فلک و آدم هم حوا را
ز ازل تا به ابد هر چه و هر کس هستند همه مدیون رخ فاطمه من هستند
به خداوندی خود فاطمه ام بی همتاست فاطمه چون من تنها به دوعالم تنهاست
در میان همه آفاق که از من بر پاست همه دار و ندارم گل روی زهراست
یا فاطمه روز حشر ستاری کن
مــــا را ز ره کــرم یــاری کن
مـا با همه گفته ایم با زهرائیـم
تــو نـیـز بـیـا و آبــرو داری کن

در حدیثی از امام صادق- عليهالسلام-
آمده است كه:
«جز خدا هيچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفريد و براى هر يك از آن انوار، اسمى از
اسماى الهى بود. خدا «حميد» است و اين اسم در محمد- صلى اللَّه عليه و آله- ظهور يافت. خدا
«اعلى» است كه در اميرالمؤمنين على- عليهالسلام- ظهور يافت. و براى خدا «اسماى حسنى» وجود
دارد كه نام حسن و حسين- عليهماالسلام- از آن اسماء مشتق است. و از اسم «فاطر» او، نام زهراى
اطهر، فاطمه اشتقاق پيدا كرد پس وقتى كه آن انوار را آفريد، اينها را در ميثاق قرار داد، پس در طرف
راست عرش جا گرفتند. و خدا فرشتگان را از نور آفريد پس وقتى كه فرشتگان به اين انوار نظر كردند، امر و
شأن اينها را بزرگ شمردند و تسبيح را (از آنها) فراگرفتند و اين مطابق با گفتهى فرشتگان است كه در
قرآن آمده است: به حقيقت ما (در انتظار اوامر الهى در تدبير عالم) صف كشيدهايم. و به راستى ما
تسبيح كنندهايم، و آن هنگام كه آدم- عليهالسلام- را آفريد آدم به سوى اين انوار از طرف راست عرش با
دقت نظر نموده عرض كرد: اى صاحب اختيار من! آنان كيستند؟ خداى متعال در پاسخ فرمود: اى آدم! آنها
برگزيدگان من و خواص من هستند، اينها را از نور عظمت و بزرگىام آفريدهام و از اسمهاى خودم اسمى
را براى اينها برگرفتم، پس عرض كرد: اى پروردگارم! به حقى كه تو بر اينها دارى اسمهاى اينها را به من
بياموز، پس خداى متعال فرمود: اى آدم! اين اسمها نزد تو امانت باشد (كه) سرّ و رازى از راز من است.
غير تو نبايد بر آن آگاه شود جز به اذن من، عرض كرد: پروردگارم قبول كردم. خداوند پس از گرفتن اين
پيمان، اسمهاى آنها را به آدم- عليهالسلام- تعليم داد. و به فرشتگان عرضه كرد، هيچ كدام به آنها عالم
نبودند، پس در پاسخ قول خداى متعال كه فرمود: مرا از نامهاى اينها خبر دهيد اگر راست مىگوييد،
عرض كردند: منزهى تو! براى ما علمى نيست جز آنچه به ما آموختهاى. همانا تو عالم و داراى حكمتى.
(آنگاه خداوند) فرمود: اى آدم! فرشتگان را به اسمهاى آن انوار خبر ده، پس وقتى كه اينها را به اسماء
خبر داد، فرشتگان دانستند كه اين مطلب (در نزد آدم) به امانت گذاشته شده و آدم به سبب آگاهى از
آن، فضيلت و برترى يافته است. سپس امر به سجدهى آدم- عليهالسلام- شدند؛ زيرا كه سجدهى
ملائكه، فضيلتى براى آدم و عبادت براى خداى متعال بود. چون كه سجده ملائكه، سزاوار آدم بود»
1- تفسير فرات، ص 11، ط نجف.

عذاب برزخی ابوبکر و عمر
كسانى كه اولين بار به اهل بيت پيامبر اسلام عليه السلام ظلم كردند و به عذاب برزخى دچار شدند
ابابكر و عمر بودند.
عبدالله بن بكر جانى گفت : روزى با امام صادق عليه السلام از مدينه به سوى مكه مى رفتيم ، در
مكانى كه او را ((عسفان )) مى ناميدند پياده شد و بعد از آن به سوى كوه سياهى كه در جانب چپ قرار
داشت رفتيم و آن كوهى هول ناك بود. عرض كردم : يا بن رسول الله عليه السلام اين كوه چقدر وحشت
ناك است . در مسير اين راه كوهى بيمناك تر و پر وحشت تر از آن نديدم .
حضرت فرمود: اى پسر بكر! آيا مى دانى اين چه كوهى مى باشد؟ اين كوهى است كه آن را ((كمد))
گويند و بر يكى از وادى هاى دوزخ قرار گرفته است كه خداوند (ارواح ) قاتلين پدرم حسين عليه السلام را
در آن زندانى كرده است و از زير آن چندين آب خارج مى شود، چركابى از غسلين (كثافات ) و از صديد
(خوناب )، از حميم (آب هاى تيره و آلوده جوشان ) و آن چه از طينت خبال بيرون آيد و آن چه از لظى
(زبانه هاى آتش ) خارج شود و از حطمه (آتش هاى در هم شكننده ) و
از سقر كه يكى از بدترين دركات جهنم است واز جهيم كه آن آتش گداخته است و از هاويه كه نام دركى
از دركات دوزخ است و از سعير كه آن آتش افروخته اى است ، اين ها همه از زير اين كوه بيرون مى آيد كه
نصيب ظالمان و قاتلان حسين عليه السلام است .
بعد فرمود: تاكنون در اين راه بدين كوه گذر نكرده ام و نه ايستاده ام جز اين كه ديدم آن دو تن (ابابكر و
عمر) استغانه و زارى مى كنند و من به كشندگان پدرم حسين نظر مى افكنم و به اين دو نفر مى گويم :
مردم در روز عاشورا به اين كار اقدام نكردند مگر بر اساس كارى كه به دست شما تاءسيس گرديد. چون
(خلافت را غضب نموديد) رحم نكرديد، ما را كشتيد و محروم ساختيد و حقوقمان را پايمال نموديد،
استبداد. به خرج داديد در حالى كه ما به انجام وظيفه خود آشنا بوديم ولى شما به ما راه نداديد. خدا
رحم نكند كسى را كه بر شما رحم كند، بچشيد عقوبت آن چه را كه انجام داده ايد، و خداوند بر بندگانش
ستم نخواهد كرد.
عقاب الاعمال ، ص 486.


:جستجو