تبليغاتX
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386

شهادت بانوی دوعالم ،صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا س را تسلیت عرض مینمائیم

عذاب برزخى عمر ( لعنت الله علیه)

اصبغ بن نباته كه يكى از شيعيان على عليه السلام بوده نقل مى كند: روزى در خدمت مولايم امير المؤ منين عليه السلام بودم كه عده اى از اصحاب ، از جمله ابوموسى اشعرى و عبدالله بن مسعود و انس بن مالك و ابوهريره و معيرة بن شعبه و خذيفة يمانى داخل شدند و عرض كردند: يا امير المؤ منين ! از معجزاتى كه خداوند مخصوص تو قرار داده است بعضى از آن را به ما هم نشان بده . فرمود: قصد شما ديدن معجزه نيست و نمى خواهيد حقيقت برايتان آشكارا شود. ولى براى اين كه امام حجت باشد و در قيامت عذرى براى عذاب خود نداشته باشيد چند معجزه را به شما نشان مى دهم .
سپس فرمود: به نام خدا و بركات او بلند شويد و حركت كنيد. همه با آن حضرت حركت كردند تا به صحرا، و آن جايى كه قصدشان بود رسيدند.
بعد فرمود: اى ملائكه خدا! همين الان رئيس شياطين و فرعون فرعون ها (عمر را) پيش من آوريد.
اصبغ گفت : به خدا قسم ! به كمتر از چشم بهم زدنى او را حاضر كردند و صداى غل و زنجيرى را كه روى زمين مى كشيد با گوش خود شنيديم در حالى كه چشم ما طاقت ديدن ملائكه و گوش ما طاقت شنيدن صداى غل و زنجيرى كه بهم مى خورد و روى زمين مى كشيد رانداشت . در اين هنگام باد عظيمى وزيد كه همه ما وحشت كرديم .
ملائكه عرض كردند: يا اميرالمؤ منين ! و اى خليفه خدا! لعن و عذاب او را زياد گردان . بعد او را كشان كشان آوردند و در پيش روى آن حضرت قرار دادند. فرمود:
و اويلا از آن ظلمى كه به آل محمد روا داشتى ، و اويلا از آن جرئت و جسارتى كه به آنان كردى .
عرض كرد: اى مولا من ! بر من رحم كن ؛ زيرا طاقت اين همه عذاب و شكنجه را ندارم (در حالى كه هر روز هم به آن اضافه مى شود).
حضرت على فرمود: خدا ترا رحم نكند و از گناه و كردار زشت تو در نگذرد. اى شخص پليد، اى خبيث تر از همه خبيثان ، اى شيطان پست .
بعد از آن متوجه ما شد و فرمود: آيا او را شناختيد؟ قيافه و اسم او را دانستيد؟ عرض كرديم : بلى ، يا امير المؤ منين .
فرمود: شما هم از او سئوال كنيد تا خود را بهتر معرفى كند. گفتيم : چه كسى هستى ؟ در جواب گفت : ابليس ابليسان و رئيس شيطان ها و فرعون اين امت (عمر) هستم ، كسى كه حق على را منكر شدم ، كسى كه به او و اهل بيتش ظلم و ستم روا داشتم ، كسى كه آيات و معجزات او را ديدم و انكار كردم .
سپس آن حضرت فرمود: اى جمعيت ! چشم هاى خود را ببنديد. وقتى چشم هاى خود را بستيم آن حضرت آهسته كلامى فرمود. آن را نفهميديم ناگهان متوجه شديم مكه در جاى اوليه خود مى باشيم

بحار الانوار، ج 42، 53.


نيز از سلمان فارسى نقل شده است : روزى امير المؤ منين عليه السلام به من فرمود: اى سلمان ! آيا دوست دارى دشمن خدا  را ببينى ؟ عرض كردم : بلى يا امير المؤ منين ! آن حضرت لب هاى خود را حركت داد ناگهان ديدم ملائكه غلاظ و شداد فردى را مى آوردند در حالى كه زنجيرهايى از آن در گردنش بود و آتش از بينى او بيرون مى آمد و سرش به سوى آسمان بلند و دود او را احاطه كرده بود.
با اين حال ملائكه او را از عقب مى زدند و زبانش در اثر شدت تشنگى از پشت سرش بيرون آمده بود.
وقتى نزديك ما آمدند به من فرمود: اى سلمان ! آيا او را مى شناسى ؟ نظر كردم ديدم ((عمر)) است . فرياد مى زد و مى گفت : يا اميرالمؤ منين ! به فريادم برس ، معذب و تشنه ام .
فرمود: اى ملائكه ! عذاب او را زياد كنيد. سلمان گفت : ديدم زنجيرها اضافه شد و ملائكه او را با خوارى و ذلت گرفتند و مشغول عذاب او شدند. سپس فرمود: اى سلمان ! اين شخص عمر بن خطاب است ، از وقتى كه از دنيا رفته است روزى نشده كه بر عذاب او افزوده نشود، هر روز او را به من عرضه مى دارند. به آنها مى گويم عذاب او را زياد كنيد، آن ها هم عذابش را تا روز قيامت زياد مى كنند

لثالى الاخبار، ج 5، 49.

 

نوشته شده توسط عاشق حسین در 10:38 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نهم خرداد 1386

شهادت بی بی دوعالم حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا س را تسلیت عرض مینمائیم

 

صلی الله علیک یا ام الحسن و الحسین

 

 

شهادت مادر سادات ، علت وجود خلقت  ، حامی ولایت ، و شهیده راه حق

 

حضرت فاطمة الزهراء ( سلام الله علیها)

 

را به پیشگاه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

 

تسلیت عرض میکنیم

 

مدح حضرت زهرا سلام الله علیها

 

از لـســان خــــداونــد

 

من خدایم که همه کوی مرا می جویند     همه ذرات فلک حمد مرا میگویند

من خدایم که همه راه مرا می پویند    همه جانها به ید قدرت من می رویند

همه چیز و همه کی در همه جا مال من است     دل هر جامد و جنبنده بدنبال من است

آن زمانیکه زمان یاد ندارد چه زمان     در مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان

نه شبی بود و نه روزی و نه چرخی نه جهان     نه پری بود و نه جبریل و نه دوزخ نه جنان

نظرم در پی یک واژه بی خاتمه بود     اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود

ز طفیل گل او ساخته ام دنیا را     من به عشق رخ  او ساخته ام طاها را

میل او بود بسازم علی اعلی را     جبرئیل و فلک و آدم هم حوا را

ز ازل تا به  ابد هر چه و هر کس هستند     همه مدیون رخ فاطمه من هستند

به خداوندی خود فاطمه ام بی همتاست     فاطمه چون من تنها به دوعالم تنهاست

در میان همه آفاق که از من بر پاست     همه دار و ندارم گل روی زهراست

یا فاطمه روز حشر ستاری کن

مــــا  را  ز  ره  کــرم یــاری کن

مـا با همه گفته ایم با زهرائیـم

تــو  نـیـز  بـیـا و  آبــرو داری کن

 

در حدیثی از امام صادق- عليه‏السلام-

 

آمده است كه:

 

  «جز خدا هيچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفريد و براى هر يك از آن انوار، اسمى از

 اسماى الهى بود. خدا «حميد» است و اين اسم در محمد- صلى اللَّه عليه و آله- ظهور يافت. خدا

«اعلى» است كه در اميرالمؤمنين على- عليه‏السلام- ظهور يافت. و براى خدا «اسماى حسنى» وجود

 دارد كه نام حسن و حسين- عليهماالسلام- از آن اسماء مشتق است. و از اسم «فاطر» او، نام زهراى

 اطهر، فاطمه اشتقاق پيدا كرد پس وقتى كه آن انوار را آفريد، اينها را در ميثاق قرار داد، پس در طرف

راست عرش جا گرفتند. و خدا فرشتگان را از نور آفريد پس وقتى كه فرشتگان به اين انوار نظر كردند، امر و

 شأن اينها را بزرگ شمردند و تسبيح را (از آنها) فراگرفتند و اين مطابق با گفته‏ى فرشتگان است كه در

 قرآن آمده است: به حقيقت ما (در انتظار اوامر الهى در تدبير عالم) صف كشيده‏ايم. و به راستى ما

تسبيح كننده‏ايم، و آن هنگام كه آدم- عليه‏السلام- را آفريد آدم به سوى اين انوار از طرف راست عرش با

 دقت نظر نموده عرض كرد: اى صاحب اختيار من! آنان كيستند؟ خداى متعال در پاسخ فرمود: اى آدم! آنها

 برگزيدگان من و خواص من هستند، اينها را از نور عظمت و بزرگى‏ام آفريده‏ام و از اسمهاى خودم اسمى

 را براى اينها برگرفتم، پس عرض كرد: اى پروردگارم! به حقى كه تو بر اينها دارى اسمهاى اينها را به من

بياموز، پس خداى متعال فرمود: اى آدم! اين اسمها نزد تو امانت باشد (كه) سرّ و رازى از راز من است.

غير تو نبايد بر آن آگاه شود جز به اذن من، عرض كرد: پروردگارم قبول كردم. خداوند پس از گرفتن اين

 پيمان، اسمهاى آنها را به آدم- عليه‏السلام- تعليم داد. و به فرشتگان عرضه كرد، هيچ كدام به آنها عالم

 نبودند، پس در پاسخ قول خداى متعال كه فرمود: مرا از نامهاى اينها خبر دهيد اگر راست مى‏گوييد،

عرض كردند: منزهى تو! براى ما علمى نيست جز آنچه به ما آموخته‏اى. همانا تو عالم و داراى حكمتى.

 (آنگاه خداوند) فرمود: اى آدم! فرشتگان را به اسمهاى آن انوار خبر ده، پس وقتى كه اينها را به اسماء

خبر داد، فرشتگان دانستند كه اين مطلب (در نزد آدم) به امانت گذاشته شده و آدم به سبب آگاهى از

آن، فضيلت و برترى يافته است. سپس امر به سجده‏ى آدم- عليه‏السلام- شدند؛ زيرا كه سجده‏ى

ملائكه، فضيلتى براى آدم و عبادت براى خداى متعال بود. چون كه سجده ملائكه، سزاوار آدم بود»


1- تفسير فرات، ص 11، ط نجف.

 

 

عذاب برزخی ابوبکر و عمر

 

كسانى كه اولين بار به اهل بيت پيامبر اسلام عليه السلام ظلم كردند و به عذاب برزخى دچار شدند

 

ابابكر و عمر بودند.


عبدالله بن بكر جانى گفت : روزى با امام صادق عليه السلام از مدينه به سوى مكه مى رفتيم ، در

 

مكانى كه او را ((عسفان )) مى ناميدند پياده شد و بعد از آن به سوى كوه سياهى كه در جانب چپ قرار

 

 داشت رفتيم و آن كوهى هول ناك بود. عرض كردم : يا بن رسول الله عليه السلام اين كوه چقدر وحشت

 

 ناك است . در مسير اين راه كوهى بيمناك تر و پر وحشت تر از آن نديدم .


حضرت فرمود: اى پسر بكر! آيا مى دانى اين چه كوهى مى باشد؟ اين كوهى است كه آن را ((كمد))

 

گويند و بر يكى از وادى هاى دوزخ قرار گرفته است كه خداوند (ارواح ) قاتلين پدرم حسين عليه السلام را

 

 در آن زندانى كرده است و از زير آن چندين آب خارج مى شود، چركابى از غسلين (كثافات ) و از صديد

 

(خوناب )، از حميم (آب هاى تيره و آلوده جوشان ) و آن چه از طينت خبال بيرون آيد و آن چه از لظى

 

(زبانه هاى آتش ) خارج شود و از حطمه (آتش هاى در هم شكننده ) و

 

 از سقر كه يكى از بدترين دركات جهنم است واز جهيم كه آن آتش گداخته است و از هاويه كه نام دركى

 

از دركات دوزخ است و از سعير كه آن آتش افروخته اى است ، اين ها همه از زير اين كوه بيرون مى آيد كه

 

 نصيب ظالمان و قاتلان حسين عليه السلام است .


بعد فرمود: تاكنون در اين راه بدين كوه گذر نكرده ام و نه ايستاده ام جز اين كه ديدم آن دو تن (ابابكر و

 

عمر) استغانه و زارى مى كنند و من به كشندگان پدرم حسين نظر مى افكنم و به اين دو نفر مى گويم :

 

 مردم در روز عاشورا به اين كار اقدام نكردند مگر بر اساس كارى كه به دست شما تاءسيس گرديد. چون

 

 (خلافت را غضب نموديد) رحم نكرديد، ما را كشتيد و محروم ساختيد و حقوقمان را پايمال نموديد،

 

استبداد. به خرج داديد در حالى كه ما به انجام وظيفه خود آشنا بوديم ولى شما به ما راه نداديد. خدا

 

رحم نكند كسى را كه بر شما رحم كند، بچشيد عقوبت آن چه را كه انجام داده ايد، و خداوند بر بندگانش

 

 ستم نخواهد كرد.

 

عقاب الاعمال ، ص 486.

 

نوشته شده توسط عاشق حسین در 14:55 |  لینک ثابت   •