دوشنبه هفتم اسفند 1385
تكلم ذوالجناح با امام حسين عليه السلام درچند جا
اول : تكلم ذوالجناح در وقت سوارى آن در خيمه گاه كه عرض كرد:
(( اسئلك ان اكون مركوبك الى يوم القيامه ))
دوم : وقتى كه آن حضرت به شريعه فرات داخل شده عطش ذوالجناح
را ملاحظه فرمود، خطاب به آن حيوان تشنه كام فرمود:
(( انت عطشان و نا عطشان و الله لاذقت الماء حتى تشرب ))
آن حيوان سرش را بالا گرفته گفت :
يا سيدى انت اشد عطشا منى لوجوه ، اول كثرت جراحات
دوم طول محاربه ، سوم شدت حرارت آفتاب ، چهارم بسيارى حركت ،
پنجم سوختگى قلب از شهادت على اكبر و قاسم و عباس ، ششم
جارى شدن خون بسيار از جراحات هفتم سوزش غصه اهل بيت جگر
سوخته ، هشتم سوزش ديدن بدنهاى پاره پاره شهدا، در روى زمين و
خاك گرم كربلا.
اما تكلم سوم : ذوالجناح در وقت خبر آوردن شهادت به خيمه گاه كه
مى گفت : الظليمة الظليمة .
چهارم : وقتى كه جناب سكينه سوال كرد كه : اى حيوان
(( هل سقى ابى ام قتل عطشانا قال ذوالجناح بل قتل عطشانا))



:جستجو