شنبه بیست و هفتم آبان 1385
برای شنیدن و دیدن کلیپ زیبای یوسف زهرا س روی لینک زیر کلیک کنید
بدین کرشمه به هر جانبی نگاه مکن
به تیر غمزه تو روز مرا سیاه مکن
کدام عشوه گر بی وفا تو را آموخت
که نگاهی بر این تشنه گاه گاه مکن
به جرم آنگه محب توام چه میکشی ام
چو من گناه نکردم تو هم گناه مکن
چو دل بوصل تو دادم ندا رسید زغیب
که ای گدا طلب قرب پادشاه مگن
التماس دعا
پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385
صلی الله علیک یا ابا عبدالله یا جعفربن محمد ایها الصادق یابن رسول الله
ســلام من به بقیـع و بخـون قلب شـقایق
سلام من به مدینه به شهر حضرت صادق

حضرت امام صادق ع
در لحظه شهادت وصايایي چندي می نماید که برخي در امر امامت برخي درزمينه مسائل خانوادگي
وبخشي درمورد عامه است.
به فرزندان خود فرمود : فَلا تَمُوتُنَّ اِلاُّ وَاَنتُم مُسلِموُن بکوشيد که جز مسلمان نميريد.
به کسان و خويشان فرمود: اِنَّ شَفاعَتَنَا لاتَنالُ مَستَخِفّاَ بِالصَّلاةِ. شفاعت ما به کسي که نماز
را کوچک بشمارد نمي رسد
به خانواده خود وصيت کردند که پس از شهادتش تا چند سال درموسم حج درمني براي او
دستور دادند براي خويشان و کسان هديه اي بفرستند، حتي هفتاد دينار براي حسن افطس
از خويشان او. و حسن افطس همان کسي است که با خنجر به امام حمله کرده بود 
و مي فرمود مي خواهد آيه قرآن رادرمورد صله رحم اجرا کند.
درباره امام پس ازخود، امام کاظم(عليه السلام) رابراي چندمين بار منصوب کرد که او درآنهنگام
براساس سندي بیست سال داشت.
بخشي از سفارشهاي او درباره غسل و کفن و قبر خود بود که احکام اسلامي دراين زمينه وجود دارد.
و بالاخره بخشي از وصيت راجع به مردم بود که روؤس آن دعوت به وقار وآرامش، حفظ زبان،
پرهيز ازدروغ وتهمت ودشمني، دوري ازتجاوز کار، پرهيز ازحسادت وترک معاصي و... بود.
حضرت امام صادق ( علیه السلام )
بر اثر توطئه های منصور عباسی در سال 148هجری مسموم و در قبرستان بقیع در مدینه مدفون شدند.
عمر شریفش در این هنگام 65سال بود . از جهت اینکه عمر بیشتری نصیب ایشان شده است به
"شیخ الائمه " موسوم است .
چند حدیث نورانی از امام صادق (علیه السلام)
کانَ اَبی یَقولُ : اَنّه لَیسَ مَن عَبدَ مُومِن اِلّا وَ فِی قَلبِه نوران. نُورُ خیفَة و نُورُ رَجاء.
لَو وُزِنَ هذا لَم یَزِد عَلی هذا وَ لَو وُزِنَ هذا لَو یَزِد عَلی هذا.
پدرم می فرمود: هیچ بنده ی مومنی نیست جز اینکه در قلب او دو نور وجود دارد: نور بیم و نور امید.
به گونه ای که اگر این با ان و آن با این سنجیده شود هیچیک بر دیگری زیادتی ندارد.
(جهاد با نفس، ح 106)
إنَّ أعجَلَ الشَّـرَّ عُقوبَهً البَغیُ.
راستی که عقوبت و کیفر ستم از عقوبت هر بدیِ دیگر زودتر و با شتاب تر فرا می رسد.
(جهاد با نفس، ح 669)
مَن قَرَا القُرآن و هو شابٌّ مُؤمِنٌ ، اختَلَطَ القُرآنُ بلَحمِهِ و دَمِهِ.
هر جوانی مؤمنی که قرآن بخواهد، قرآن با گوشت و خون او را در می آمیزد.
وسائل الشیعه ۱۴
رأسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ حُبُّ الدُنیا
سر هر گناهی دوستی دنیاست.
(جهاد با نفس، ح 605)
مَا أقبَحَ بالمُؤمِن أن تَکونَ لَهُ رَغبَةٌ تُذِلُّهُ.
برای مؤمن چقدر زشت است که میل و رغبتی داشته باشد که او را به ذلّت و خواری بکشاند.
(جهاد با نفس، ح 648)
مَن ظَلَمَ مَظلِمَة ً اُخِذَ بهَا فِی نَفسِهِ أو فِی مَالِهِ أو فِی وُلدِهِ.
کسی که ستمی کند به سبب آن ستم، در جانش یا مالش یا فرزندانش به گرفتاری می افتد.
(جهاد با نفس ج ۷۲۷)
قبر بی سـایبونت آتیش به عالم میزنه
صـحن بی زائر تو دنیـا رو بر هم میزنه
ایکه بقیـع خلوتت چشم و چراغ عالمین
یابن الزهرا برسون من و زیارت حسین
کلیک کنید .....کلیپ تصویری و نوحه شهادت امام صادق ع
التماس دعا......یا علی مدد
جمعه نوزدهم آبان 1385
مناظرات انجام شده با علمای اهل سنت پیرامون شبهات ایجاد شده بر علیه شیعه
مناظرات را از اینجا دانلود کنید و به دقت گوش دهید
اگر بر مبنای منطق فکر کنیم و سنجیده عمل کنیم ، بدون شک جای هیچگونه شک و شبهه
نخواهد ماند .
وهابیون خود می دانند که حق با کیست ، اما دشمنی آنان با مذهب پر بار و غنی شیعه ریشه
در عقاید پوچ آنان دارد.
از کوزه همان برون تراود که در اوست.![]()
التماس دعا
یا علی مدد
جمعه نوزدهم آبان 1385
وهابيت از منظر عقل و شرع ..... قسمت اول
الحمد للّه ربّ العالمين والصلاة والسلام على سيّدنا محمّد وآله الطاهرين
مقدمه
گسترش تهاجم بر علیه شيعه و انگيزه هاى آن
انديشمندان اهل سنّت از دير باز، نگاهى نقّادانه به فرهنگ و معارف شيعى داشته اند وهمواره
سؤالات و شبهاتى را مطرح كرده اند. اين رويكرد با ظهور وهّابيّت در شبه جزيره عربستان، روند
وسيع تر و شديدترى به خود گرفته است
اين هجمه با روشهاى مدرن و با استفاده از رسانه هاى عمومى مانند اينترنت وماهواره در سطحى
وسيع گسترش يافته است.
اين تهاجم در سالهاى اخير گسترش چشمگيرى داشته است به گونه اى كه همه گروهها، از مردم
عادى تا اساتيد، دانشجويان، دانش آموزان و حتى روحانيّون كاروانهاى حج را هم در بر گرفته است.
با اينكه اين شبهات، غالباً از افتراء و دروغ و يا جهل و نادانى سرچشمه گرفته است، ولى از مسئوليّت
اساتيد و دانش پژوهان در پاسخگويى به آن كاسته نمى شود.
زيرا مخالفان مكتب اهل بيت، هرگز تصوّر نمى كردند كه فرهنگ غنى شيعه بتواند ملّت ايران را اين
چنين به صحنه بياورد كه با دست خالى، ولى با قلبى آكنده از ايمان و عشق به اسلام، طومار حكومت
تا دندان مسلّح را ـ با آن همه حمايتهاى بيدريغ شرق و غرب ـ براى هميشه درهم بپيچد و به جاى آن،
حكومت اسلامى برپايه فقه شيعه تأسيس نمايد.
به همين جهت، مخالفان مكتب اهل بيت، وقتى كه با گسترش فرهنگ تشيّع، موقعيّت خود را در خطر
مى بينند، با تأليف كتابهاى ضدّ شيعىِ مملوّ از تهمت و كذب، سعى در مخدوش كردن چهره نورانى
مذهب شيعه را در سطح جهانى دارند.
چشم انداز مذهب شيعه
آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از قرآن در ميان جوانان و دانشمندان تحصيل كرده و استقبال آنان
از اين مكتب نورانى مطابق با سنّت راستين محمّدى (صلى الله عليه وآله وسلم) است، به چند نمونه
توجّه كنيد:
دكتر عصام العماد
فارغ التحصيل دانشگاه «الإمام محمّد بن سعود» در رياض و شاگرد بن باز (مفتى اعظم سعودى)
و امام جماعت يكى از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلّغين وهّابيّت در يمن كه كتابى نيز در اثبات كفر
و شرك شيعه تحت عنوان: «الصلة بين الإثني عشريّة وفرق الغلاة» نوشته است با آشنايى با يكى
از جوانهاى شيعه، با فرهنگ نورانى تشيّع آشنا شد و از فرقه وهّابيّت دست كشيد و به مذهب شيعه
مشرّف گرديد.
دكتر عصام در كتابى كه به همين مناسبت تأليف نموده، مى نويسد:
مطالعه كتابهايى كه وهّابيّت در سالهاى اخير نوشته اند، به يقين در مى يابيم كه آنان احساس
كرده اند كه تنها مذهب آينده، همان مذهب شيعه اماميّه است: «وكلَّما نقرأ كتابات إخواننا الوهّابيّين
نزداد يقيناً بأنّ المستقبل للمذهب الاثني عشري لأنّهم يتابعون حركة الانتشار السريعة لهذا المذهب
في وسط الوهّابيّين وغيرهم من المسلمين
هنگامى كه كتابهاى وهّابى را مى خوانيم بر يقين ما افزوده مى شود كه آينده از آن مذهب تشيّع
است، زيرا آنان خود وسيله انتشار سريع و آشنائى با مذهب تشيّع در بين وهّابيان مى باشند
سپس از قول شيخ عبد اللّه الغُنيمان استاد «الجامعة الإسلاميّة» در مدينه منوّره نقل مى كند: «إنّ
الوهّابيّين على يقين بأنّ المذهب (الاثني عشر) هو الذي سوف يجذبُ إليه كلّ أهل السنَّة وكلّ
الوهّابيّين في المستقبل القريب» (وهّابيون به يقين دريافته اند، تنها مذهبى كه در آينده، اهل سنّت
و وهّابيّت را به طرف خود جذب خواهد كرد، همان مذهب شيعه امامى است.
دكتر سيد محمد حسيني قزويني
پایان قسمت اول.........................................................................اللهم عجل لولیک الفرج
پنجشنبه هجدهم آبان 1385
يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا انّ اكرمكم عند اللّه اتقکم
دوستان بزگوار وقتتون بخیر
چند روز پیش با یکی از وهابییون در مورد ولایت حضرت علی علیه السلام بحثی داشتم
که در جوابش رو در اینجا می نویسم
فکر میکنم لازم است دوستان این مطلب را به خوبی بدانند و جواب اینگونه افراد را خیلی
دقیق و علمی بدهند .
از نوشتن مطالب ایشون معذورم چون توام با توهین به مقام و شآن حضرت مولا بود.
ولایت ناب حضرت امیرالمومنین علی علیه لسلام
ابن ابى الحديد مى گويد:
بعد از قتل عثمان ، مردم در مسجد جمع شده بودند كه ببينند كار خلافت به كجا مى كشد.
و چون غير از على (ع ) كسى ديگر نبود كه مردم به او توجهى داشته باشند و از طرفى هم
عده اى بودند كه رسما خطابه مى خواندند و سخنرانى مى كردند. و در اطراف شخصيت على (ع )
و سوابق او در اسلام صحبت مى كردند، مردم هجوم آوردند و با على (ع ) بيعت كردند، آن سخنان
را كه فرمود:
مرا رها كنيد و ديگرى را بگيريد زيرا اوضاع آينده چنين و چنان است و به علاوه من كسى نيستم
كه از آنچه خود مى دانم كوچكترين انحرافى پيدا كنم . در همين وقت بود كه آمده بودند بيعت كنند
و به عنوان اتمام حجت در اول كار خود، آن سخنان را ايراد كرد.
مى گويد: در روز دوم رسما در مسجد بالاى منبر رفت و به آنچه روز گذشته با اشاره گفته بود
تصريح كرد و فرمود:
- خداوند خودش مى داند كه من علاقه اى به امر خلافت ، از آن جهت كه رياستى
و قدرتى است ندارم ، از پيغمبر اكرم (ص) شنيدم كه فرمود:
هر كس بعد از من زمام امور امت را به دست بگيرد، روز قيامت او را بر صراط نگه خواهند داشت
و ملائكه الهى نامه عمل او را باز مى كنند اگر به عدالت رفتار كرده باشد، خداوند او را به موجب
همان عدالت نجات خواهد داد و گرنه ، صراط تكانى مى خورد و او را به قعر جهنم مى اندازد.
بعد به عده اى كه دنيا آنها را در خود غرق كرده و املاك و نهرها و اسبان عالى و كنيزكان نازك اندام
براى خود تهيه كرده اند، فردا كه همه اينها را از آنها مى گيرم و به بيت المال برمى گردانم و به آنها
همانقدر خواهم داد كه حق دارند، نيايند و نگويند كه على ما را اغفال كرد، اول چيزى مى گفت
و حالا طور ديگرى عمل مى كند. على آمد و ما را از آنچه داشتيم محروم كرد. من از همين الان برنامه
روشن خود را اعلام مى كنم .
بعد شرحى صحبت كرد و چون عده اى كه براى خود امتياز قائل بودند و مورد اتهام بودند، دليلشان
اين بود كه ما حق صحبت و مصاحبت پيغمبر را داريم و در راه اسلام ، چنين و چنان زحمت
كشيده ايم به آنها فرمود:
من منكر فضيلت صحبت و سابقه خدمت افراد نيستم ، امام اينها چيزهايى است كه خداوند خود،
اجر و پاداش آنها را خواهد داد، اينها مجوز نمى شود كه امروز ما ميان آنها و ديگران فرق بگذاريم ،
اين امور ملاك تبعيض واقع نمى شود.
روز ديگر، آنها كه مى دانستند مشمول حكم امام خواهند شد آمدند و به كنارى نشستند و مدتى
با هم مشورت كردند، نماينده اى از طرف خود فرستادند، آن نماينده ((وليدبن عقبة بن ابى معيط
بود، آمد و اظهار داشت :
- يا اباالحسن : اولا خودت مى دانى كه همه ما اينجا نشسته ايم به واسطه سوابقى كه با تو در
جنگهاى اسلام داريم ، دل خوشى از تو نداريم و غالبا هر كدام از ما يك نفر داريم كه در آن وقتها
به دست تو كشته شده ، ولى ما از اين جهت ، صرف نظر مى كنيم و با دو شرط حاضريم با تو
بيعت کنیم.
يكى ، اينكه عطف بماسبق نكنى و به گذشته - هر چه شده - كارى نداشته باشى بعد از اين
هر طور مى خواهى عمل كن .
دوم ، آنكه قاتلان عثمان را كه الآن آزاد هستند به ما تسليم كن كه قصاص كنيم و اگر هيچكدام
را قبول نمى كنى ما ناچاريم به شام برويم و به معاويه ملحق شويم .
فرمود: اما موضوع خونهائى كه در سابق ريخته شده ، خونى نبوده كه به واسطه كينه شخصى
ريخته شده باشد، اختلاف عقيده و مسلك بود، ما براى حق مى جنگيديم و شما براى باطل ،
حق بر باطل پيروز شد، شما اگر اعتراض داريد، خونبهائى مى خواهيد برويد از حق بگيريد كه چرا
باطل را درهم شكست و نابود ساخت . اما موضوع اينكه من به گذشته كارى نداشته باشم
و عطف به ما سبق نكنم در اختيار من نيست وظيفه ايست كه خدا به عهده من گذاشته است .
و اما موضوع قاتلين عثمان ، اگر من وظيفه خود مى دانستم كه آنها را قصاص كنم ، خودم همان
ديروز قصاص مى كردم .
وليد بعد از شنيدن اين بيانات صريح و قاطع باز گشت و به ميان هم مسلكانش رفت و سخنان امام
را به آنها گفت .
آنها هم حركت كردند و رفتند و تصميم خود را بر مخالفت و دشمنى ، يك طرفى و علنى كردند.
از آن طرف عده اى از اصحاب على (ع ) همين كه از جريانها واقف و مطلع شدند كه گروهى تشكيل
شده و عليه زعامت على تخريب و تحريك مى كنند خدمت على (ع ) آمدند و عرض كردند:
عامل عمده اى كه سبب اينها ناراضى بشوند و گروهى تشكيل بدهند مسئله اصرار تو است
بر عدل و مساوات ، حتى قضيه تسليم قاتلين هم بهانه و سرپوشى است روى اين تقاضا،
مى خواهند مردم عوام را به اين وسيله تحريك كنند.
بعضى گفته اند: ((مالك اشتر)) يكى از پيشنهاد دهندگان بود و يا اصلا پيشنهاد كننده او بود،
به هر حال مقصود از اين پيشنهاد اين بود كه اگر مى توانى در اين تصميم تجديد نظر كن .
على (ع ) دانست كه اين فكر شايد در دماغ عامه مردم پيدا شود كه حالا اين قدر اصرار به اين مطلب
لزومى ندارد، حركت كرد و به مسجد رفت و براى يك خطابه عمومى آماده شد، در حالى كه فقط
يك پارچه روى شانه انداخته ، يك پارچه ديگر هم مانند لنگى به كمر بسته و شمشيرى نيز حمايل كرده
بود، بالاى منبر ايستاد و به كمانش تكيه كرد. شروع به صحبت كرد و فرمود:
خداوند را كه پروردگار و معبود ما است شكر مى كنيم ، نعمت عيان و نهان او شامل حال ما است ،
تمام نعمتهاى او منت است كه بر ما گذاشته است . بدون اينكه ما از خود استقلالى داشته باشيم ،
آنگاه فرمود: افضل مردم در نزد خدا آن كس است كه بهتر او را اطاعت كند، سنت پيغمبرش را بهتر و
بيشتر پيروى كند، كتاب خدا يعنى قرآن را بهتر احياء كند. ما براى احدى نسبت به احدى فضلى قائل
نيستيم مگر به ميزان طاعت و تقوى . اين قرآن است كه جلو ما حاضر است و اين سيره پيغمبر است
كه همه مى دانيم بر مبناى عدالت و مساوات برقرار بود، بر احدى مخفى نيست مگر آن كه كسى
بخواهد غرض ورزى كند و معاندت بورزد كه آن مطلب ديگرى است . آنگاه اين آيه از قرآن را تلاوت كرد.
يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا انّ
اكرمكم عند اللّه اتقيكم
اين آيه را به اين منظور خواند كه بفهماند من به حكم اين آيه امتيازات شما را لغو مى كنم


:جستجو